پ. حدود ده دوازده روزی میشه که نتونستم نت بیام ... یک مدتی نیستم ... تا بعد...
هر چقدر دیروز به این ور بدجنس ذهن اصرار کردم که بیا یک امروز رو بچه ی خوبی باش و با ویتنامی ها باش .. راضی نشد ... یعنی اولش راضی شد اما همین که چشمم به جمالشان روشن شد ... عشق و علاقه آنچنان فوران کرد که از اول تا آخر بازی به نفع تیم رقیبشان جیغ و داد کردم و با گل هاشون شش متر از خوشحالی بالا پریدم .... دستشان درد نکنه D: