تبليغاتX
"دختری از ویتنام " (خاطرات)
"دختری از ویتنام " (خاطرات)
فصلی نو می بایست ... تا پروانه شدن
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
:(
دستشان درد نکند .... همین طور که پیش بروند آخرش به این نتیجه می رسند که من از کلاس اول دبستان شروع کنم ...

مدارکم را که گم کردند و بعد ازکلی گشت و گذار پیدایشان کردند ... دو سال از سه سالی که درس خواندم را که اصلآ ندیده اند ... یعنی با حساب و کتاب آنها من فقط تا فوق دیپلم درس خوانده ام .... حالا هم که فهمیده اند چه کار کرده اند توجیهشان  این است که ما با این سیستم آشنا نیستیم!!! ....

این دو سال دوباره زنده شد ولی خدا به خیر کند بقیه اش را ..

حتی نمی دانند  برگه های پیش رویشان چه چیزی است .....

+ نوشته شده در 0:54 توسط ساغر .
سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
امروز از آن روزهایی بود که باید در تاریخ ثبت شود ها ... من بعد از قرنی ( از آن قرن های واقعی ) ورزش کردم آن هم از نوع بدمینتون .... بعد از یک ساعت بازی دست راستم  درست مثل  دست عروسک های چینی که دستشان رو فقط بالا و پایین می برند شده ..... همان حرکت راکت بدمینتون ...

یک ساعتی هم می شود که حسابی درد می کند ، خدا به خیر کند فردا را ... با دست چپ هم درست و حسابی بلد نیستم کار کنم ...پس پیش به سوی تنبلی تا یک قرن دیگهD:

 

 

+ نوشته شده در 0:24 توسط ساغر .
شنبه دوازدهم خرداد 1386
؟؟
 

خیلی دلم می خواهد بدانم آن هایی که ادعا می کنند به بهشت می روند ، آخرش به بهشت می روند یا نه ؟؟؟؟؟!!!!!!

+ نوشته شده در 16:24 توسط ساغر .
جمعه یازدهم خرداد 1386
ماه و مهتاب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاهکار هنری ساعت یک دیشب D: ....

 

 

 

+ نوشته شده در 21:44 توسط ساغر .